سلااااااااااام بر همگي دوستان و رفقاي عزيز
از طرف حسام عزيز(سي مرغ) به بازي آرزو ها دعوت شدم و من هم طبق قاعده 5 نفر را به بازي دعوت ميکنم
از دوستان قديمي امير راعي فرد عزيز و عطيه و از دوستان جديد ابوذر و محمد رضا
روي مار و زمين نندازينننننننن
ولي اول بايد چيزي بگم_ من در کل آرزو ندارم چون بيشتر دوست دارم ببينم چه کارهايي ميتونم انجام بدم تا لذت و شادي واقعي ازشون ببرم ودر کل همين 5 آرزو را هم بيشتر ندارم
و البته واقعا از صميم قلبم آرزوشون را دارم
1-) اصلا دوست ندارم.... به هيچ عنوان نميخوام عمر طولاني داشته باشم 35 ...40 کافيه مگه اينکه چي بشهههههههه؟
2-) يک موردي هست نميشه بگم اگر از درد فضول دونتون بترکه و داشتيد مي مرديد بازهم از من هيچ انتظاري نداشته باشيد و اون را فقط خدا ميدونه و.....
3-) اي کاش ميشد کاري کرد که بجاي تحريف مذهب.آزداي.عدالت _ ترور. جنگ و زندان سياسي را تحريف کرد و اينها جاشون را ميدادن به صلح . عشق و زندگي
4-)دوست داشتم يک کت جادويي داشتم و هرگز شاهد نبودم که دختر يا زني از روي فلاکت و نياز تن فروشي کنه. بچه اي از گرسنگي نميمرد. زاغه نشين و کپر نشين وجود نداشت. هيچ پدري يا معلمي يا کارگري شرمنده زن و بچه هاش نميشد.کسي مجبور نميشد از سر ناچاري بره پول نزول کنه و .....
5-)و در آخر دلم مي خواد عمر دنيا به پايان برسه همين لحظه
و هيچ کس
نه از سر امتحان . نه از تقدير . نه از سر بيماري. نه از سر تقاص. نه از سر افزايش ايمان سختي نميکشيد
هيچ رنج و درد و حقارتي باز توليد نميشد
و فرصتي نبود که نه ظالمي باشه و نه ديگه مظلومي
شايد بگين کمي .........ولي آرزو هستن نه هدف که برنامه و تشکيلات داشته باشن
پس منم آرزوشون را ميکنم از صميم قلبم
موفق باشید و شاد
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ...
|